بعد نوشت:تردید واروژ کریم مسیحی تقریبا عالیه....هملت معاصر..... حتما ببینینش!
بعد نوشت:اگه اتفاقای خوب بیفته...بیشتر میام.فعلا خیلی نگرانم.تا ببینم چی می....شه!
من خواب دیده ام که کسی می آید.......من خواب دیده ام.
بعد نوشت:تردید واروژ کریم مسیحی تقریبا عالیه....هملت معاصر..... حتما ببینینش!
بعد نوشت:اگه اتفاقای خوب بیفته...بیشتر میام.فعلا خیلی نگرانم.تا ببینم چی می....شه!
آندره برتون
بعد نوشت:دلم میخواد دادد بزنم......
پ.ن:آلبوم ایلوسیون شاهین نجفی رو گوش بدین.
بعد نوشت:تا زمانی که سرعت بلاگفا درست نشه....نیستم.
تویی تویی گلزار من گلزار من بگو بگو اسرار من اسرار من
بیا بیا درویش من درویش من مرو مرو از پیش من از پیش من
تویی تویی هم کیش من هم کیش من تویی تویی هم خویش من هم خویش من
هر جا روم با من روی با من روی هر منزلی محرم شوی محرم شوی
روز و شبم مونس تویی مونس تویی دام مرا خوش آهوی خوش آهوی
ای شمع من بس روشنی بس روشنی در خانهام چون روزنی چون روزنی
تیر بلا چون دررسد چون دررسد هم اسپری هم جوشنی هم جوشنی
صبر مرا برهم زدی برهم زدی عقل مرا رهزن شدی رهزن شدی
دل را کجا پنهان کنم در دلبری تو بیحدی تو بیحدی
ای فخر من سلطان من سلطان من فرمان ده و خاقان من خاقان من
چون سوی من میلی کنی میلی کنی روشن شود چشمان من چشمان من
هر جا تویی جنت بود جنت بود هر جا روی رحمت بود رحمت بود
چون سایهها در چاشتگه فتح و ظفر پیشت دود پیشت دود
فضل خدا همراه تو همراه تو امن و امان خرگاه تو خرگاه تو
بخشایش و حفظ خدا حفظ خدا پیوسته در درگاه تو درگاه تو
من با این غزل مولانا بسی کیف کردم.....
آدمها چند دسته اند....یک دسته آنهایی که وقتی بهشون لبخند میزنی،جواب لبخندت رو میدهند.یک دسته آنها که لبخندت را پاسخ نمیدهند و دسته دیگر آنها که در مقابل لبخندت،اخم میکنند.تازگی ها به هرکه بر میخورم جزو دسته سوم است.متاسفانه،شایدم خوش.......
الان که دارم این پست رو مینویسم،صدای ایول..ایول...از تلویزیون میاد.اخراجی ها برای بار نمیدونم چندم داره پخش میشه.یک حس آمیخته از تهوع و تنفر وجودم رو میگیره.نمیتونم نوشتن رو ادامه بدم.
پ.ن۱:خیزید و خز آرید که هنگام خزان است بادخنک از جانب خوارزم وزان است
پ.ن۲:امروز شاید برم سینما،بی پولی.
پ.ن۳:بعد از این پست،حتما با خواهرم برخورد میکنم،و دلیل روشن نگه داشتن تلویزیون رو ازش میپرسم و بعد هم چند فحش به چند نفر میدهم.
بعد نوشت:بی پولی فیلم خوبی بود.خیلی خوب.
دلم چیزی میخواد.چیزی که نمیدونم چیه؟..و این دردسر آفرین شده،برای من.از خودم در شگفتم.من؟...آدمی که هرچیز کوچیکی میتونست اشکشو در بیاره و بهم بریزتش...حالا،اشکش در نمیاد.این خوب نیست.میدونی که......
تاب تحمل بعضی آدما رو ندارم.بعضیا به شدت روی نروم هستن،گاهی.و من از معاشرت تحمیلی با ایشان بیزارم.کاش راهی داشتم برای کات بعضی رابطه ها.آنوقت تمام آنهایی که مرا احمق میپندارن و من آنها را،از زندگی بیرون می انداختم.اولیش هم، این دختر نادوونی که منو بهترین دوستش خیال میکنه.
پ.ن۱:دوباره پاییزه....
پ.ن۲:من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
پ.ن۳:دلم میخواد شیشه تلویزیون رو پایین بیارم،گاها و اکثرا البته.
پ.ن۴:حیف.واقعا حیف...
بعد نوشت:آسمون داره میباره،یکریز.بوی بارون همیشه حالمو خراب کرده.نه که فکر کنی بده ها.نه ....دوست دارم همیشه حالم خراب باشه،اینجوری.
آخه چی بگم؟از چی بگم؟یعنی چی که فقط حرف بزن؟!.قبول........اما خیلی مسخره ست عزیزم.نیست؟قبول.........آه عزیزم،پس اونطوری بهم زل نزن.
باز میکنم...میبندم.باز میکنم...میبندم.نه،توی این یخچال چیزی پیدا نمیشه.پر آت و آشغال با خاصیته.میرم توی اتاق موزیک خودمو گوش میدم:کجا رنج موعودم،مایه ی شعر و آواز و شورم.....
قول میدم.قول قول.هیچی نمیگم.خفه میشم.لال میشم.اما تو بگو.آره،از همون اولش.اونروزا که همه چیز خوب بود،تو خوب بودی،منم....از اون موقع که ادبیاتت عشقی شده بود.اونروزایی که اگه خاطره هاشو رمان کنی،به چاب ۲۰ام میرسه و بچه ها توی مدرسه برای عشقمون گریه میکنن.
باشه،حرفی نمیزنم.یعنی حرفی نمونده راستش.تو بگو.میخوام،نگات کنم.
سعی میکنم کتابمو بخونم تا نوبتم بشه.اگه خودم بلد بودم این چندتا موی زیر ابرومو بردارم،اولا هیچ موقع حاضر به نشستن توی آرایشگاه نمیشدم و ثانیا مجبور به تحمل بوی سیگار دستای چیچی جون،نبودم.نوبتم میشه.به چیچی جون میگم:اگه میشه،خیلی نازکش نکنید!
"وقتی همه خوابیم"بیضایی رو نگاه میکنم.وای که این زن چه عالی بازی میکنه،چکامه!فیلم تموم میشه.احتمالا یه دوش آب سرد،بچسبه،میچسبه.سشوار خرابه و احتمالا با موی خیس خوابیدن روبروی کولر حال منم خراب میکنه.موبایلمو میذارم ساعت ۵.سحر میخوام بیدار شم.چراغ رو خاموش میکنم.میخوابم....
ح.پناهی
بعد نوشت:داره از ابر سیاه خون میچکه....سالمرگ فرهاد.....